
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
:: شیطنت عشق

:: نگاه آشنا
ز چشمی که چون چشمه ی آرزو
شهر آشوب و افسونگر و دلرباست
به سوی من آید نگاهی ز دور
نگاهی که با جان ِ من آشناست
تو گویی که بر پشت ِ برق ِ نگاه
نشانیده امواج ِ شوق و امید :
که باز این دل ِ مرده جانی گرفت
سراسیمه گردید و در خون تپید
نگاهی سبکبال تر از نسیم
روان بخش و جان پرور و دل فروز
بر آرد ز خاکستر ِ عشق ِ من
شراری که گرم است و روشن هنوز
یکی نغمه جوشد هماغوش ِ ناز
در آن پر فسون چشم ِ راز آشیان
تو گویی نهفته ست در آن دو چشم
نواهای خاموش ِ سرگشتگان
ز چشمی که نتوانم آن را شناخت
به سویم فرستاده آید نگاه
تو گویی که آن نغمه ی موسقی ست
که خاموش مانده ست از دیرگاه
از آن دور این یار ِ بیگانه کیست
که دزدیده در روی من بنگرد ؟
چو مهتاب ِ پاییز غمنگین و سرد
که بر روی زرد ِ چمن بنگرد
به سوی من آید نگاهی ز دور
ز چشمی که چون چشمه ی آرزوست
قدم می نهم پیش ، اندیشناک :
خدایا چه می بینم ؟ ... این چشم ِ اوست !

اي عشق، اي ترنم نامت ترانهها
معشوق آشناي همه عاشقانهها
اي معني جمال به هر صورتي که هست
مضمون و محتواي تمام ترانهها
با هر نسيم، دست تکان ميدهد گلي
هر نامهاي ز نام تو دارد نشانهها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه، خوشهي گندم به دانهها
شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دريا به موج و موج به ريگ کرانهها
باران قصيدهاي است تر و تازه و روان
آتش ترانهاي به زبان زبانهها
اما مرا زبان غزلخواني تو نيست
شبنم چگونه دم زند از بيکرانهها
کوچه به کوچه سر زدهام کو به کوي تو
چون حلقه در به در زدهام سر به خانهها
يک لحظه از نگاه تو کافي است تا دلم
سودا کند دمي به همه جاودانهها
قیصر امین پور
تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی
تولد همه خوبيهاست
تولد تمام زيباييهاي زندگي
امروز روز توست
امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را خواهم آورد
هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي
هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم
چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟
چه وقت ديگر گيتي تواند چون تويي را بزايد؟
فرشته اي فقط در قالب يك انسان
فقط ساده مي توانم بگويم :
***عزيزم تولدت مبارك***


روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
فقط مي خوان بهت بگن :
.
.
.
تولدت مبارک

"مت" جونم تولدت مبارک.
:: اگه بودی...
نه از باران یه پیغامو نه از دریا خبر دارم
فقط چشمای تر دارم، فقط چشمای تر دارم
اگه بودی نمی مردم من از حالم خبر دارم
اگه بودی نمی مردم من از حالم خبر دارم
تو از حالم نپرسیدی تو می دیدی، نمی دیدی؟
نمی دیدی نمی دیدی! به جرم عاشقت بودن شبای بی سحر دارم
دلم خون شد دلم خون شد دلم از سینه بیرون شد
نمی دیدی من از مجنون دلی دیوونه تر دارم
تو از حالم نپرسیدی تو می دیدی، نمی دیدی؟
که خاک غربتت عشق بود همین روزا به سر دارم
خودت گفتی دم رفتن همه دردامو بردارم
هنوزم بی تو آواره، یه روح دربه در دارم